مایه اصـل و نسب در گردش دوران زر است 

هر کسی صاحب زر است او از همه بالاتر است 

دود اگر بالا نشیند کسـر شأن شعله نیست

جای چشم ابرو نگیرد چون که او بالاتر است

ناکسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست

روی دریا، خس نشیند قعر دریا گوهر است 

شصت و شاهد هر دو دعوی بزرگی میکنند

پس چرا انگشت کوچک لایق انگشـتر است

آهن و فولاد از یک کوه می آیند برون

آن یکی شمشیر گردد دیگری نعل خر است 

کـره اسـب ، از نجابت از پـس مـادر رود

کـره خـر ، از خـریت پیش پیش مـادر است 

کاکل از بالا بلندی رتبــه ای پیدا نکرد

زلف ، از افتادگی قابل به مشک و عنبر است 

پادشه مفلس که شد چون مرغ بی بال و پر است

دائماً خون میخورد تیغی که صاحب جوهر است 

سبزه پامال است در زیر درخت میوه دار

دختر هر کس نجیب افتـاد مفت شوهر است

صائبا ! عیب خودت گو عیب مردم را مگو

هر که عیب خود بگوید، از همه بالاتر است

***

من از روییدن خار سر دیوار دانستم
که ناکس کس نمی گردد از این بالا نشینی ها

من از افتادن سوسن به روی خاک دانستم
که کس ناکس نمی گردد ازاین افتان وخیزان ها


مشخصات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها